
در هفته ای که گذشت پرونده هسته ای ایران به یکی از حساس ترین مراحل خود رسید و سرانجام بعد از مدتی خاویر سولانا نماینده سیاسی امنیتی اتحادیه اروپا به همراه مدیران کل کشورهای آلمان، فرانسه، انگلیس، چین و روسیه، روز شنبه در دیدار با منوچهر متکی وزیر امور خارجه کشورمان بسته پیشنهادی 6 کشور (1+5) را به همراه نامه وزرای خارجه آنان به منوچهر متکی وزیر امور خارجه کشورمان تحویل داد. این در حالی که خاویر سولانا در دیدار با دبیر شورای عالی امنیت ملی به مذاکره درباره نقاط مشترک دو بسته ایران و غرب اشاره کرد و بر «وجود نقاط اشتراک فراوان» میان دو بسته ایران و غرب تأکید کرد .
اگر چه در متن این بسته ها مشترکاتی وجود دارد، ولی روح حاکم بر این دو بسته تفاوت های اساسی دارند؛ چراکه بسته ایران بر حق مسلم کشورمان در داشتن فنآوری هستهای تاکید می کند ولی پیشنهاد اروپا در تسلیم شدن ملت ایران خلاصه می شود و در پیش شرط مذاکره را تعلیق قرار داده و تاکید می کند که ایران باید تمامی فعالیتهای مربوط به غنی سازی و بازفرآوری خود را به حالت تعلیق درآورد و بدین صورت حق مسلم ایران در برخورداری از انرژی هسته ای را به رسمیت نشاخته است.
در بخش دیگر آن بدون توجه به گزارشهای آژانس که در آنها مرتباً اعلام شده بود که ایران هیچگونه تحریفی در برنامه هستهای برای مصارف تسلیحاتی ندارد و در حالی که حتی برای آژانس که مرجع جهانی است احترامی قایل نشده اند، بار دیگر تاکید بر اعتماد سازی یک جانبه آنهم از سوی ایران دارند و به این نکته اهمیت نداده اند که اگر قرار بر اعتماد باشد، باید هر دو طرف اعتماد سازی کنند
در این جا چند سوال مطرح است که با کدامین اعتماد این کار را بار دیگر انجام دهیم ؛ مگر در دو سالی که در دولت قبل برای مذاکره، تعلیق کردیم، آیا مذاکره صورت گرفت؟ آیا خواسته های ایران مورد توجه قرار گرفت؟ آیا اروپائیان به تعهدات خود عمل کردند؟ با وجود این سوالات و با توجه به تجربه گذشته، این اروپا است که باید به ایران تضمین بدهد که رفتارش همچون رفتار گذشته نخواهد بود.
تعلیق دائمی غنی سازی که هدف اصلی اروپائیان می باشد به معنی این است که کشورمان برای تامین سوخت خود باید وابسته به کشورهای دارای این انرژی باشد که مطابق این خواسته ، کشورهای دنیا مجبور می شوند برای تامین سوخت خود به کشورها و قدرت های خارجی وابسته شوند که این خود نوعی استعمار؛ بلکه بسیار خطرناکتر از آن است.
در این راستا اتحادیه اروپا ایران را به سمت وابسته شدن به روسیه سوق می دهد و این درحالی است که تاکنون روسیه به تعهدات خود در قبال ایران عمل نکرده ، علاوه بر آن این امر خود لطمه بزرگی را به اروپا وارد خواهد کرد.
در بحث امتیازات نیز اکثر این امتیازات یا صرفاً کلیگویی و بدون هیچ تضمین و به اصطلاح وعده سر خرمن می باشند، یا طبق مقررات بین المللی و اساسنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی، حق و امتیاز همه کشورهای عضو این آژانس می باشند؛ لذا به رسمیت شناختن آن چیزی جز تکرار یک حق موجود نیست و امتیاز تازهای محسوب نمیشود؛ چراکه اینها امتیازاتی هستند که همه کشورهای جهان از آن برخوردارند.
در بندی از این بسته به ارتقای سطح گفتگو و همکاری در حوزههای منع گسترش سلاحهای هستهای و موضوعات مربوط به امنیت و ثبات منطقهای پرداخته و به عاری سازی خاورمیانه از سلاح های هسته ای اشاره دارد که نتیجه این بند با وجود رژیم اسراییل که با حمایت های بی دریغ امریکا زیر بار پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای نمیرود به خوبی واضح است.
رژیم صهیونیستی هیچگاه به قطعنامههای سازمان ملل همچون؛ 242، 338، 1397و 1515 و قطع نامه 1967راجع به عقب نشینی از مرزها اهمیت نداده، حال آیا میتوان بر روی پایبندی این رژیم به سایر تعهدات جهانیاش حساب کرد؟